میخواهم مطلب امروز را به تلویزیون صادراتی جام جم جمهوری اسلامی اختصاص بدهم که خالی از لطف نیست و داستانی برای خودش دارد.
این تلویزیون که با هدف تبلیغ، جهت امن و آرام نشان دادن اوضاع ایران یا بهتر بگویم خودجمهوری اسلامی، و از زاویه دیگر جهت تخریب اراده و مسموم کردن ذهن ایرانی های خارج کشور نسبت به واقعیت های جامعه امروز ایران بود شروع بکار کرد.
در شرایطی که مردم ما با فقر گسترده ای مواجه هستتند و حکومت هیچ برنامه ای جهت رفع این بحران ندارد و تازه به فقر بیشتری در جامعه دامن زده است، اختصاص دادن هزینه سنگین آن هم از جیب ملت جهت اداره این تلویزیون هر ایرانی را بفکر فرو میبرد.
قسمت جالب و خنده دارش در برخورد با ایرانی ها است، ما که تا چند سال پیش فراری، ضد انقلاب و از این حرفها که زبان و فرهنگ آقایان در برخورد با مخالفین خود است، محسوب می شدیم امروز در جام جم جمهوری اسلامی درجه دریافت کردیم و گویندگان آن از ما به عنوان ایرانی های عزیز، هموطن، ایرانی های محبوب و مهربان نام میبرند. اگر این تغییر و تحول در زبان و برخورد اینها به دلیل پی بردن به اشتباه خود و تغییر سیاست در برخوردشان بود خوب قابل قبول بود اما شواهد موثق نشان میدهد این قربون و صدقه رفتن برای آرایش کردن سیمای زشت و تلخ جمهوری اسلامی است.
این تلویزیون با نمایش دادن چهره دیگر ار ایران و مناظر زیبا و خاطره انگیز همراه با سرودهای ملی که هیچ اعتقادی هم به آن ندارند، با نمایش دادن مردمی که در امنیت و آرامش بسر میبرند و در پارکها قدم میزند، مردمی که در طبیعت کباب سلطانی میخورند، و نمایش هر چه که زیباست، تلاش می کنند با نقاشی کردن چهره فاسد جمهوری اسلامی ایرانی های این طرف را جذب کنند تا سفر تابستانی خود را در ایران سپری کنند.
من هرگز مخالف سفر ایرانی ها به وطن خود شان نیستم، حق هر ایرانی است که با میل و انتخاب خود به ایران سفر کند و آزادانه برگردند. اما سخن برسر فریب و دروغ هایی است که در این جعبه تزویر گفته میشود. در این تلویزیون حتا اخبار داخلی و اتفاقاتی که از صافی سانسور دولت عبور می کند سانسور میشود، باورشان این است این کانال تنها امکان ارتباط و خبردهی است و چه باور مسخره ای.
ایرانی های این طرف، به انواع خبرگذاری ها و منابع موثق جهت دست یافتن به اخبار و مطلع شدن از اخرین اتفاقات در ایران دسترسی دارند و مسئولین جام جم با اطلاع از این امر نه تنها اخبار داخلی را بشدت سانسور می کنند، اخبار مربوط به جهان بخصوص در مورد امریکا و اسرائیل را هم دست کاری می کنند تا خود خبر واقعی مخدوش شود.
در این کانال ۲۴ ساعته بجز از مواردی که توضیح دادم، سریال هایی که تعداد آنها کم هم نیست و بخشی از آن فقط جهت خوراک این طرفی ها تولید میشود، مرتب پخش میشود. در این سریالها صرف نطر از فقدان تکنیک و فن و مهارت و صحنه های واقعی زن و مرد و عاشقانه، تنها چیزی که دیده نمی شود زندگی و شادی است، بوی مرگ و ناامیدی از آن بر می خیزد و توهین به زنان در این سریالها نقش اصلی را بازی می کند و جالب اینجاست که این نوع فیلم ها داخل ایران هم خریدار ندارد و زندگی خود امروز مردم یک فیلم تراژدی شده است.
سخن آخر...چند روز پیش گوینده بیچاره این تلویزیون ضمن چابلوسی و تعریف از ایرانی ها و نمایش دادن صحنه های کباب خوری و مناظر گل و بلبل از ایران از آنها می خواست، تابستان به ایران سفر کنند تا هم مهرورزی نسیب آنها شود هم آبادی را در جمهوری اسلامی ببیند. اگر به این گوینده دسترسی داشتم می گقتم، آقا جان گلویت را خسته نکن آن دسته از ایرانیها که هر سال به ایران سفر می کنند این حرفهای شما براشون کهنه شده است و خودشان می دانند به کجا دارند سفر می کنند...
شما بفکر پشت پرده نمایش مضحک خود باشید. پشت آن کباب خوری، فقر و بیکاری بیداد می کند. پشت آن مناظر گل و بلبل، سرکوب و حشیانه دختران و پسران با بهانه های مسخره و بی معنا بیداد می کند. پشت حرفهای شیرین ایرانی عزیز و محبوب، هموطنان ما در داخل با بند استبداد گرفتارند. پشت آبادی، یک جهنم بزرک است که عشق و انسان را می سوزاند...
پشت این جعبه خوبان، چیزی نیست جز فریب، دروغ، سیاهکاری و نقض خشن حقوق بشر.