تبليغاتX
آینده

آینده

فرهنگی - سیاسی - احتماعی

 

چشم های خود را نمالید،فیلم و نمایش هم نیست، خواب هم نیستید. ماموران بیرحم جمهوری اسلامی به دنبال شکار انسان میگردند و این بار نوبت چند سرنشین یک خودرو رسیده است که در حال گوش کردن، به زبان ماموران ضحاک ( موسیقی غیر مجاز ) هستند.

ماموران به طرف این سرنشینان خودرو تیر اندازی می کنند، جوانانی که هیج امکان و تفریحی ندارند و حقوق و آزادیهای آنان در تمام این سالها پایمال و سرکوب شده است و امروز حتا اجازه گوش کردن به موسیقی در خودرو خود ندارند.

لباس آنها از خون سرخ شده است، گلوله به پیکر شان اصابت کرده است. گوش کردن به موسیقی چه هزینه سنگینی در بر دارد. رهبر و نظام فاشیستی جمهوری اسلامی در خیابان خون می ریزد تا جامعه سالم شود و امنیت اجتماعی برقرار شود.

این لباس و پیکر خونی به خونهای ریخته شده اضافه شد، به لباس خونی احمد باطبی، به کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ ، به خون نویسندگان و آزادیخواهان، به قتلهای زنجیری، به...

چشم های خود را نمالید، اینجا ایران است، شهر تبریز و باز رد پای ماموران جمهوری اسلامی و دولت بی لیاقت احمدی نژاد. احمد باطبی لباس خونی دوست دانشحو خود را که با یورش ماموران و بسیجی ها به خون آغشته شده بود بالای سرش بلند کرد، حالا کی لباس خونی این سرنشینان را بالای سرش بلند خواهد کرد ؟

برای این پیکرهای خونین اشک نریزید، آه و ناله نکنید که سودی ندارد. لباسهای خونین این جوانان، ظلم و بیداد، سرکوب زنان، حقوق پایمال شده مر دم را بالای سرمان بلند کنیم تا نهادهای حقوق بشر جهان و نهادهای بین الملل متوجه شوند، در ایران ما چه جنایتی میشود .

... ننگ بر نظام سیاه و جنایتکار جمهوری اسلامی .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 4:38  توسط هادی   | 

معتاد کوچولو

از همان دوران کودکیم، زمانی که توانستم رفتار انسانها را تشخیص دهم دیدن افرادی که معتاد بودند و با پیکری خمیده، له شده و نحیف در کوچه و خیابان پرسه میزدند آتشم میزد و تحمل رنج و اعتیاد آنها را نداشتم.

... اعتیاد به مواد مخدر، بخصوص هروئین و تریاک انسان را از پا می اندازد و درک و اعتماد و تشخیص را از آنها میگیرد و به شکلی از جامعه منزوی میشوند. دیگر نمی توان انسانی محکم و با راده را در این افراد جستجو کرد . التماس و تحقیر رفتار این اقراد را رقم میزند و چنان در اعتیاد غرق میشوند که بی اعتمادی و پوچی را با خود به همراه دارد و انسانی که از اعتماد و غرور و اخلاق تهی شود انسانیت خود را هم زیر سوال میبرد.

اعتیاد، در ایران امروز ما بیداد میکند و خانه ای نیست که یک تلافات نداده باشد . داده های آماری سن شروع اعتیاد را بین ۱۶ تا ۲۰ سالگی برآورد می کنند که البته به نظر من حتا سن شروع اعتیاد الان ۱۲ سالگی است. در حال حاضر ۴۷ ٪ معتادان کشور در سنین ۲۵ تا ۴۰ سالگی هستند و در یک گزارش آماری مشخص شده است بیش از ۷۱ ٪ معتادین متاهل هستند و ۸۶ ٪ از این متاهلین دارای فرزند می باشند و بیش از ۳۵ ٪ از حمعیت معتادان زن هستند.

نابسامانی ها و نابه هنجارهای اجتماعی، فقدان وسایل و امکانات رفاهی و تفریحی، نبود  آرادی، مشکلات جنسی،بیکاری، فقر و سهولت دسترسی به مواد مخدر با قیمت ارزان، سرخوردگی و ناامیدی از حال و آینده این فاجعه اعتیاد بالا را رقم زده است.

... سیاست های غلط و ضد انسانی و هچنین بی برنامگی و بی لیاقتی دولت در طول این سالها برای جامعه ما فاجعه بار بوده است . آمار وحشتناک اعتیاد و آسیب هایی که جامعه تاکنون به آن دچار شده است به اندازه کافی گویا است.

بودجه مملکت که در واقع صاحب اصلی آن باید خود مردم باشند، بجای هزینه شدن جهت ستاد مبارزه با مواد مخدر و راه حل برون رفت از این فاجعه انسانی، صرف مسئله هسته ای نظام ، و غارت و چپاول میشود. مافیای قاچاق مواد مخدر در کشور سرمایه گذاری گسترده ای را در امر تولید و توزیع مواد مخدر و تشویق جوانان به استفاده از آن اختصاص می دهند و حکومت ناشایسته جمهوری اسلامی بی توجه به این امر سرگرم توپ هسته ای خود و سرکوب جوانان، زنان، معلمان، کارگران و دانشجویان است.

آری ...دوستان من، این جامعه ماست و این بحران فاجعه بار اعتیاد ریشه در نظام فاسد جمهوری دارد و اینها برای رد گم کردن، هر چند گاهی با اعدام چند نفر که خود قربانی بیکاری و فقر هستند میحواهند صورت مسئله را پاک کنند. صرف نظر از اینکه خود اعدام یه مجازات ضد بشری است و راه حل نیست، به فریب میخواهند نشان دهند مدافع امنیت جامعه هستند.

... دلم از نوشته خودم گرفت و بغض گلویم را میفشارد، این و ضعیت اسفناک آنی نیست که ما ایرانیها به دنبال آن بودیم . هر یک نفری که معتاد شود در واقع از درخت زندگی و تلاش برای آزادی و حقوق بشر چیده میشود و این برای نسل آینده ما یک تراژدی است. کودکان در خانواده های معتاد بیشترین آسیب را می بینند و این خود به تنهایی قله فاجعه است
... از خودم سوال میکنم وظیفه من، وظیفه همه ما چیست؟ به باور من دست یافتن به دمکراسی و یرقراری یک حکومت دمکراتیک و انسانی تنها راه برون رفت از این بحرانهاست.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 21:1  توسط هادی   | 

در تاریخ سیاسی و اجتماعی میهن ما، این تحول و خواست و مطالبات زنان و همچنین سمت و سو این جنبش به سمت نوگرایی و مدرنیسم بی سا بقه است. تجربه و نگاهی به جامعه زنان نشان میدهد، زنان در طول حیات جمهوری اسلامی همواره از حقوق و آزادیهای خود دفاع کرده و در قبال یورش مرتجعین شجاعانه ایستادگی کرده است.

امروز زنان سرزمین ما، که تاریخ بی عدالتی، نابربری، تبیض جنسیتی، خشونت و مردسالاری را با گوشت و پوست خود لمس کرده است با صدای بلند و رسا حقوق خود را فریاد می کند. زنان نه به عنوان تنها مادر و یا تعریف عقب مانده و سنتی از زن بلکه به عنوان یک عنصر تاثیر گذار و فعال خودش را تعریف میکند.

زنان با تمام محدویت ها و فشارهای گسترده حکومت و جامعه مردسالار، همواره از حقوق و آزادیهای فردی خود دفاع کرده است و قدمی عقب نگذاشته است.

جمهوری اسلامی که شهرت زن ستیزی را در پرونده سیاه خود دارد با قوانین مذهبی و ارتجاعی علیه حقوق زنان ثابت کرده است نه تنها حقوق این بخش بزرگ از جامعه را برنمی تابد بلکه زن را انسان درجه دو و موجودی ضعیف که تنها وظیفه بچه داری و لذت جنسی مرد است میداند و این قوانین و تعریف بی شرمانه از زن نه تنها توهین به زنان بلکه به مردها و جامعه بشری است.

... نگاهی به جامعه و آمار آن نشان میدهد خانم ها نقش فعالی در زمینه های حقوقی، اجتماعی و سیاسی دارند، بیشترین سهمیه دانشگاه را دختران رقم میزند و همچنین شرکت در فعالیتهای هنری از قبیل سینما و تئاتر، و همچنین ویلاگ نویسی که بیشترین بازدید کنندگان را دارند.

آری... این زن را دیگر نمی توان به پستو خانه ها برگرداند تا فقط آشپزی کند یا بچه داری، او با صدای رسا و شفاف به خیابان آمده است و  خودش را تعریف میکند و حقش را می خواهد یعنی آزادی، برابری، رفع تبعیض جنسیتی، تنفر از قوانین زن ستیز ، پوشش اسلامی و ملایی.

به باور من طرح جدید سرکوب زنان که در ادامه سیاست زن ستیزی جمهوری اسلامی است آن هم به بهانه بدحجابی و ضریب امنیت اجتماعی، با اینکه فاشیستی و گسترده بود، نشان داد زنان ما از چوب و چماق نمی هراسند و از پوشش تحمیلی و اسلامی بیزارند.

در پایان، دمکراسی و حقوق بشر از مسیر برابری و حقوق زنان میگذرد و بدون آن ما هرگر به آزادی و یک نظام دمکراتیک نخواهیم رسید. مبارزه برای کسب آزادی و نهادینه شدن رعایت حقوق انسانی، زن و مرد نمی شناسد .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 4:41  توسط هادی   | 

 

 

کنفراس شرم الشیخ، که بیش ار آن امیدی به آن می رفت بدون دستاورد کافی در جهت پایان تراژدی هولناک عراق پایان یافت. هر چند که مقامات امریکا  و اروپا و خود عراق ار نتیجه آن اظهار رضایت کردند.و کشورهای شرکت کننده قول هایی در قبال اوضاع عراق در مورد مسئله مالی پذیرفتند.

... اما من می خواستم به بهانه یاد کردن ار این کنفراس به یک مورد مضحک و شرم آور اشاره کنم، قبل از اینکه به این موضوع بپردازم باید بگویم سیاست و حرفهای وزیر خارجه ی جمهوری اسلامی در این شرم الشیخ بخوبی نشان داد که جمهوری اسلامی، نه بفکر آرامش در عراق است و نه دلش برای مردم عراق میسوزد و هدف این نظام ماجراجو ادامه آشوب و خشونت در منطقه است.

و اما موضوع اصلی که گفتم مورد مضحکه و شرم آوردر این کنفراس بود، رفتار زن ستیز و ابلهانه متکی وزیر خارجه ی ایران در سر میز شام نمایندگان بیش ار ۶۰ کشور جهان، براستی مایه ی مضحکه و اظهارنظرهای تحقیر آمیز رسانه های بین اللملی شد.

زمانی که لاریسا آبرامووا ویولونیست اوکرائینی به هنگام ضیافت وزیران خارجه شرکت کننده نواختن را آغار کرد، وزیر خارجه ی جمهوری اسلامی در مقابل چشمان بهت زده میهمانان مجلس را ترک کرد . شاید هم متکی با دیدن خانم ویولونیست حال به حالی شده بوده و نتوانسته است خودش را کنترل کند .

جالب و قسمت خنده آورش اینجاست که این آقا فراموش کرده بود در حضور نماینده واقعی پیامبر اسلام ( اردن هاشمی ) و نماینده سرزمین کعبه و وحی ( عربستان ) این کار را انجام میدهد. کاسه داغتر از آش که میگند این است.

آری... مقامات و مسئولین جمهوری اسلامی آبرویی برای مردم ایران نگذاشتند و رفتار عقب مانده آنها دست مایه اظهار نظرهای تحقیر آمیز رسانه های بین اللملی در مورد ایران شده است و مردم ستمدیده ما هزینه این نظام دینی و خشن و زن ستیز را می پردازد. عجیب نیست، وقتی ماموران بیرحم ‌جمهوری اسلامی به بهانه بدحجابی زنان و مردان را در کوچه و خیابان ضرب و شتم میکنند، وزیر خارجه ی آن هم به دلیل حضور یه نوازنده زن سالن را ترک میکند.

.... شرم به نظام سیاهکار و زن ستیز جمهوری اسلامی

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 3:48  توسط هادی   | 

در خبرگزاری ایرنا آمده بود،  از سوي دفتر امور بانوان كشور طرح جامع لباس ويژه زنان كارمند آماده شده است ودر همین رمینه فرشته ساسائی مشاور وزیر کشور اضافه کرده است: براي تهيه اين لباس براي كارمندان زن استانهاي كشوراعتباري به ميزان دو ميليارد و ‪ ۱۸۰‬ميليون ريال نياز است و باز اضافه میکند، زمينه رشد فرهنگ ناهمگون در قالب لباس‌ها صورت گرفته است كه با اين طرح در آينده ديگر نيازي به دستگاههاي انتظامي وجود ندارد كه به مبارزه با بد حجابي بپردازند.

... در کشوری که فقر، بیکاری، اعتیاد، گرانی،  بیداد میکند و دولت احمدی نژاد حقوق کارگران و کارمندان را درست پرداخت نمی کند و بخشی از کارگران میهن ما حقوق چندین ماهه خود را دریافت نکرده اند، و خواست و مطالبات صنفی قشرهای جامعه را سرکوب میکنند و همچنین در شرایطی که هیچ طرح اقتصادی و سازنده برای بازار کار برای صف گسترده جوانان بیکار و سرگردان در کوچه و خیابان ندارند و دیگر اینکه مدارس ما بخصوص در روستاها از کمترین امکانات ساختمانی و آموزشی برخوردار نیست، این بودجه  را جهت لباس تحمیلی برای کارمندان طرح ریزی میکنند.

آری سخن ما روشن و شفاف است، بودجه و سرمایه های کشور ما بجای هزینه شدن جهت رفاه مردم و پیشرفت کشور با مدیریت ناشایسته و حکومت بی لیاقت جمهوری اسلامی به تاراج میرود.

مسئولین،  که به خدا و پیغمبر تکیه زده اند و با آن بازار باز کرده اند، با اختصاص دادن این بودجه ها کلان در جهت زورگویی و تحمیل بیشتر ثابت میکنند تنها چیزی که بریشان مهم نیست حقوق بشر و آزادیهای انسانی و فردی مردم است. شما نگاه کنید چه هزینه سنگینی را جهت سرکوب زنان در خیابان به بهانه بدحجابی صرف میکند و حالا هم که طرح بودجه چند میلیاردی جهت لباس اسلامی برای کارمندان زن در سر دارند.

و ختم کلام... از این به بعد ما باید شاهد قاچاق لباس اسلامی و طرح جدید مد جمهوری اسلامی باشیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:38  توسط هادی   | 

چند سال پیش زمانی که طالبانها در افغانستان حکومت میکردند زنها حتا حق حضور در کوچه و خیابان را نداشتند و آنها را داخل کیسه ای میکردند و این صحنه های نفرت انگیز هر انسانی را تکان می داد و حتا کار به جایی رسیده بود که ماموران طلبان پای فوتبالیستی که با شورت بازی کرده بود قطع کردند .
امروز جمهوری اسلامی با ۲۹ سال پرونده سیاه خود که نقص اولیه حقوق بشر شامل آن است، جای پای همزاد خود طالبان گذاشته است و میرود پرونده خود را تکمیل کند . اعدامهای وحشتناک سالهای نخستین انقلاب، کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ ، قتل های زنجیره ای، حمله به دانشجویان، کارگران، زنان و معلمان و ... بحرانهای فروان از جمله فقر، بیکاری، گرانی، اعتیاد، قتل و جنایت، فحشا، و از همه بدتر تحریب اخلاق در جامعه حاصل کارآمد این نظام است . موضوع هسته ای این آقایان که بجای آزادی و حقوق بشر حق مسلم اعلام میشود و بشدت مردم و میهن ما را تهدید میکند را به این پرونده سیاه اضافه کنید.

... دفتر مشق جمهوری اسلامی دیگر برگی برای نوشتن ندارد، همه را سیاه کرده است و این روزها شاهد ابلاغیه های متفاوتی هستیم که طالبان را زنده کرده است. بعد از طرح سرکوب دختران و پسران در حیابان به بهانه بدحجابی و به اصطلاح ضریب امنیت اجتماعی، به آرایشگران ابلاغ کردند از آرایش کردن مشترهای خود به سبک غربی خودداری کنند. و دیروز هم در ادامه این فشارها اعلام کردند طرح جدا سازی زن و مرد را در ادارات به اجرا در خواهند آورد.

... مسئولین و این ابلاغیه نویسان داستان را تا آخر نخوانده اند، دیکناتورها با تمام قوای خود که همراه با خشونت و سرکوب است روزی زمین خواهند خورد و از آنها یادی جز ننگ و زشتی نخواهد ماند.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 6:56  توسط هادی   | 

 

زنگ خانه زده شد ، برای خواستگاری آمده اند راستش دختر و پسر همدیگر را نمی شناسند. مادر آقا پسر از طریق همسایه آدرس به اصطلاح دختر دم بختی را گرفته است تا پسرش را داماد کند .
پدر و مادر طرفین، بعد از احوالپرسی و خالی بستن برای هم معامله را شروع میکنند. قیمت دختر خانم را آنقدر  بالا و پایین می کنند تا با نرخ مناسب هم عروس خانم به خانه بخت برود هم آقا پسر پیروز این خرید باشد. و بعد از چند هفته که از زندگی مشترکشان میگذارد تازه پی میبرند چقدر با هم بیگانه هستند و عشق، تفاهم و اراده نقشی در زندگی شان بازی نمی کند.

رسم خواستگاری در کشور ما از دیر باز مثل بختک در میان مردم ما جا افتاده است و در واقع یه خرید و فروش است و انتخاب و رابطه آزاد دختر و پسر را میگیرد . باورهای غلط و عقب مانده که ریشه در فرهنگ مذهبی ما دارد، آزادی جنسی را بر نمی تابد. برایشان مهم نیست که دختر و پسر با عشق و علاقه و رابطه آزاد زندگی کنند و تازه اولین چیزی که در همین مراسم خواستگاری مورد نطرشان است این است که دختر باکره باشد اما پسر مهم نیست با چند نفر خوابیده است ...


در اروپا و غرب دختر و پسر با انتخاب و عشق خود و همچنین رابطه آزاد که حاصل سالها تلاش این مردمان است، همدیگر را پیدا می کنند و بعد از مدتی اگر احساس کنند میتوانند زیر یه سقف زندگی کنند با میل و علاقه خود زندگی مشترک را شروع میکنند و این تجربه نشان داده است نه تنها جامعه را به فساد نمی کشد بلکه  در سلامت و آرادیهای مردم نقش خوبی بازی میکند. فساد و حامعه الوده را میتوان در نظام های دیکتاتوری حستحو کرد، هر کحا که زور و محدویت باشد فساد هم هست.


ما ایرانیها باید با شجاعت در این راه قدم بگذاریم، کار امروز و فردا هم نیست سالها طول خواهد کشید . همراه مبارزه با قوانین دست و پا گیر و زورگویی حاکمین فعلی، باید در فرهنگ و رفتار خود تجدید نظر کنیم وبا تعصب و یا غیرت جنسی فاصله بگیریم. ما باید دمکراسی و احترام به انتخاب آزاد را از خودمان شروع کنیم . نسل امروز گناه نکرده است هزینه عقب ماندگی و فرهنگ غلط گذشتگان را بپردازد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 5:20  توسط هادی   | 

صدها کارگر روز سه شنبه و به مناسبت روز جهانی کارگر در استاديوم شيرودی تهران گردهم آمدند و دولت محمود احمدی نژاد ...ادامه

http://www.ayandehnegar.org/

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:38  توسط هادی  

 

فردا اول ماه مه یازده اردیبهشت روز جهانی کارگر است. و من این روز تاریخی و ارزشمند را به کارگران و تمامی آنهایی که در راه کسب حقوق خود و همچنین دمکراسی و حقوق بشر تلاش میکنند تبریک می گویم. این روز، روز همه ما است.

... در سال گذشته با توجه به افزایش بی سابقه درآمد نفتی، بر اثر سیاست و عملکرد دولت احمدی نژاد در عرصه اقتصادی و فساد لجام گسیخته حکومت جمهوری اسلامی ، غارت و چپاول سرمایه های کشور توسط باندهای قدرت و ثروت و همچنین نیروهای وابسته به حکومت و بکار بردن هزینه های سنگین در پروژه هسته ای بر ابعاد فقر افزوده شد. و ما شاهد صف بیشتر بیکاران و کاهش سطح زندگی کارگران هستیم.

آقای احمدی نژاد که قول داده بود پول نفت را بر سر سفره مردم میبرد ودر واقع زندگی کارگران را بهبود می بخشد، نه تنها یه دروغ بزرگ گفت و عملکردی در این راه نداشت بلکه امروز شاهد هستیم به قیمت کالاها افزوده شده است و دستمزد کارگران و بخش کم درآمد جامعه کمتر از نصف خط فقر محسوب شده است. اخراج کارگران و حمله وحشیانه به سندیکای مستقل کارگران و همچنین بازداشت و زندانی کردن آنها از جمله سیاستهای ضد کارگری مسئولین سیاه کار جمهوری اسلامی بود.

علیرغم وجود اختناق و سرکوب، ما شاهد ادامه اعتراضات و اعتصابات کارگران بودیم و توانستند با ایستادگی خود از انحلال و فروپاشی سندیکاها و انجمن های صنفی جلوگیری کنند و ادامه جانانه مبازات کارگران شرکت واحد بود که شهرداری تهران با افزایش حقوق کارکنان این شرکت موافقت کرد .

آری ... فردا روز بزرگی است، نه تنها اول ماه مه ( ۱۱ اردیبهشت)  بلکه هر روز برای کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان، جوانان و همه آزادیخواهان سرزمین ما روز حق طلبی و دادخواهی است. جنبش کارگری به تنهایی کاری از پیش نخواهد برد باید تمام جنبش ها در پیوند و همبستگی تنگاتنگ هم قرار گیرند.

من باور دارم اگر این همیستگی تحقق پیدا کند ، صدای مردم ستم دیده ایران رساتر خواهد شد و به ایستادگی ما در قبال نظام خودکامه و مستبد دینی خواهد افزود. دمکراسی و حقوق بشر و عدالت اجتماعی خواست مشترک کارگران، زنان، معلمان، دانشجویان و جوانان است . با هم برای این خواست پیکار کنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 3:56  توسط هادی   | 

 

به این عکس خوب نگاه کنید. شاید تا به حال گریه و ناله کودکی را زیاد دیده باشید ، اما این گریه معمولی نیست، یک فاجعه است. کودک با دستهای کوچک و بی پناهش لباس مامور سیاه پوش را گرفته و التماس میکند. این صحنه میتواند هر انسانی را تکان دهد.
در سرزمینی که رهبران و مسئولین آن ماموران خود را جهت پایمال کردن حقوق و آزادیهای فردی مردم  به خیابان می فرستند و از هیچ خشونتی دریغ نمی کنند ، چه انتظاری از فرهنگ و آینده این کودکان میتوان داشت، کودکانی که هر روز شاهد این صحنه های دلخراش هستند.

آری... این کودک برای مادرش می گرید و نمی داند برای چه او را بازخواست میکند، نظام بیداگر جمهوری اسلامی هنر به گریه انداختن و ترس کودکآن را هم  خوب بلد است .

... من هم همراه این کودک گریستم، به حال خودمان، ما که ادعا می کنیم هنر نزد ایرانی است وبس، ما که سکوت پیشه کردیم ، ما که ستم و تبیض علیه زنان را علیه خود نمی دانیم، ما که گوش جهان را خسته کردیم که از دیار عاشقان و جانهای شیفته  هستیم، ما و باز ما که ... تماشگر این صحنه های شرم آور هستیم.

... گریه این کودک سیلی محکمی به گوش ما است، حال این مامور سیاه پوش که معلوم است آمده است پرونده جمهوری اسلامی را تکمیل تر کند. ما کجا ایستاده ایم و چگونه می توانیم همصدا و متحد به این حمله بیشرمانه به حقوق و آزادیهای فردی زنان و مردان اعتراض کنیم ؟

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 6:56  توسط هادی   | 

 

سازمان عفو بين الملل اعلام کرد که به رغم کاهش مجازات اعدام در سراسر جهان، آمار اجرای اين مجازات در ايران در سال ۲۰۰۶، نسبت به سال قبل از آن، افزايش يافته است ... ادامه

http://www.radiofarda.com/

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 21:21  توسط هادی   | 

 

هم واژه آزاد

پرنده جان، بالهایت را شکسته اند و بجای آواز شیرین و دلنشین تو جغد آواز میخواند. آسمان آبی، جایگاه پرواز تو تیره و تار است و کلاغهای سیاه و شوم جای تو پرواز میکنند.

... پرنده نازنین، در این دیار حماسه و عشق و دیار شعر و جانهای شیفته و یادگار های کهن ما تو را با آزادی و زندگی صدا کردیم، اما امروز خودت به زنجیری... آه پرنده  خوبم

جای بالهای سفید و صلح تو بر دیوار شهر خالی است و دیوارهای غم، روزگار امروز ما را به تصویر کشیده است.

پرنده خوبم، روزگار تلخی را سپری می کنیم در کوچه و خیابان زبان عشق را میبرند و برای عاشق شدن باید اجازه گرفت . گیسوان مهتاب را به محاکمه میبرند تا قاضی راضی به خواب برود.

... پرنده جان، به جان آزادی و پرواز قسم این روزگار را به سمت تو و شادی حرکت خواهیم داد و دیوارهای شهر را با رنگهای شاد و شور انگیز نقاشی خواهیم کرد. دفتر نقاشی بچه ها با تصویر زیبای تو باز خواهد شد .

... . و باد گیسوی دختران را نوازش خواهد کرد و باران زخم را از صورت زیباشان پاک خواهد کرد... پرنده جان، زمان را قطره قطره سر می کشیم و باور داریم روزی این آسمان از پرواز تو و یارانت سفید خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 2:55  توسط هادی   | 

 

احمدی نژاد : آیا مشکلات این است

10

9

8

7

6

5

4

3

2

1

20

19

18

17

16

15

14

13

12

11

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 1:43  توسط هادی   | 

سلام فروان به خوانندگان آینده
مدتی است میخواهم در باره مطلب مهمی با شما عزبزان صحبت کنم و امروز از این فرصت استفاده میکنم و آن را در میان میگذارم.

در گفتگو و بحث هایی که معمولا با دوستانی از ایران در چت روم ها یا اتاقهای پالتاک داشتم به شیوه عادت و غلط ایرانیها را به داخل و خارج تقسیم می کنند و گویا لازمه وطن پرستی و ایرانی بودن، زندگی در داخل ایران است. چند نکته را لازم دیدم برای این بخش ار دوستان توضیح دهم.
... بخش چشمگیری از ایرانیها به دلیل استبداد و شرایط طاقت فرسا،  فشار های سیاسی، اجتمائی و اقتصادی بر خلاف میل خود وطنشان را ترک کرده و در گوشه ای از جهان زندگی تازه ای را شروع کردند که خود این هم ساده نیست و مشکلات خاص خود را دارد. بی شک اگر ما از یک نظام دمکراتیک، اقتصاد سالم وحقوق بشر برخوردار بودیم و کسی بخاطر عقیده اش مورد پیگرد و زندانی قرار نمی گرفت ما الان این آمار بالای مهاجرت را نداشتیم و این سرمایهای با ارزش می توانست در داخل ابران در جهت پیشرفت و سربلندی مردم و میهن ما تاثیر گذار باشد.

... بخشی از همین ایرانیهای خارج از کشور که  تعداد آن هم کم نیست همواره با احساس مسئولیت در قبال مشکلات میهن خود، ادامه روند خشونت و زور علیه مردم و نقض خشن حقوق بشر عکس العمل نشان داده و از هر امکانی علیه سیاستهای ضد انسانی جمهوری اسلامی استفاده کرده است و خود را کنار مردم خود احساس میکنند.

... و اما مسئله دیگری که میخواستم به این عزیزان بگم ، خودمان را داخلی و خارجی نکنیم ما همه ایرانی هستیم و می توانستیم کنار هم سرزمینی آباد ، آزاد، آرام  بسازیم اما ما، همانطور که در بالا به آن اشاره کردم به اجبار و بر خلاف میل خود میهن عزیزمان را ترک کردیم و آرزوی هر ایرانی است که در سرزمین تاریخی خود، ابرانی آزاد و دمکرات و با رعایت حقوق بشر زندگی کند.

من خوب میدانم شما مستقیم دستی به آتش دارید و کنار جهنم جمهوری اسلامی رنج میبرید، اما ما را کنار خود احساس کنید . ما از هر امکانی جهت رساندن صدای شما که صدای ما نیز است،  به گوش مردم جهان تلاش خواهیم کرد.

با هم، صرف نظر از اینکه در داخل هستیم یا در خارج برای دمکراسی و حقوق بشر مبارزه کنیم، ما ایرانیها حق و شایستگی آن را داریم که از آزادی و پیشرفت برخوردار باشیم. این حق ما است

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 18:37  توسط هادی   | 

این عکسها را ببینید ، اینجا کابل نیست تهران است و این ماموران از طالبانهای جمهوری اسلامی فرمان سرکوب و ضرب و شتم دختران و پسران  به بهانه بدحجابی گرفته اند.
این عکسها در تاریخ ثبت خواهد شد و این روزهای سیاه و تلخ هرگز فراموش نخواهد شد.
ابتدایی ترین حقوق انسان انتخاب پوشش است و انتخاب باید با علاقه و میل فرد باشد .  جمهوری اسلامی نکبت با زورگویی و پایمال کردن حق انتخاب در خیابانها بار دیگر چهره درمانده و زشت خود را عرضه کرده است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 4:7  توسط هادی   | 

.

 

.. این خواهر، سیاهپوش ولی فقیه ار این زنان چی میخواهد؟ خودش زن است اما زن ستیز و دشمن شادی و آزادی زن. با زبان و چماق برادران جمهوری اسلامی خود آمده است سرکوب و تهدید را اجرا کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 3:32  توسط هادی   | 

 

اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی ایران، روز جمعه و در سخنرانی مراسم مذهبی نماز جمعه در دانشگاه تهران، نارضایتی معلمان را «خطرناک» توصیف کرد و ادامه داد این ناراضی بودن از این جهت خطرناک است که برای پرورش جوانان و نونهالان، علاقه لازم است که اگر نارضایتی باشد، علاقه ای در کار نخواهد بود.»
 
... آقای رفسجانی به خواستهای به حق معلمان هیچ اشاره ای نکرد و نگقت عامل اصلی این نارضایتی  و وضعیت اسفناک موجود در خود این نظام فاسد که خود او هم جزئی از آن است نهفته است . رفسنجانی به این مسئله اشاره نکرد که نارضایتی در جامعه تنها به معلمان ختم نمیشود و اعتراض به وضع طاقت فرسا موجود که امانشان را بریده است تمام جامعه را فراگرفته است از معلمان گرفته تا کارگران، دانشجویان، زنان، جوانان.

رفسجانی نگفت، به چه حق اعتراض معلمان را سرکوب و آنها را بازداشت کردند. سالهاست که  اعتراضات صنفی و سیاسی مردم را سرکوب میکنند و بجای پاسخ دادن آنها را بازداشت و روانه زندان میکنند.رفسنحانی که امروز نگران پرورش جوانان و نونهالان است فراموش کرد بگوید ، همین جوانان و نونهالان با بی عدالتی، خشونت و استبداد بیرحمانه این نظام دارند بزرگ میشوند و مسئولین بی لیاقت جمهوری اسلامی هیچ توجهی به علاقه و خواست جوانان ندارند و تازه معلمان همین نونهالان را ضرب و شتم میکنند.

در شرایطی که فقر،اعتیاد، بیکاری، گرانی و در مجموع  وضعیت بد معاش مردم بیداد میکند ، مسئولین نظام بجای راه حل برای این بحرانها سرگرم بازی کردن با توپ هسته ای خود هستند و هزینه هنگقتی را صرف آن میکنند و زمانی که معلمان برای حقوق خود به خیابان می آیند سرکوب و زندانی میشوند.

رفسنجانی بهتر از هر کسی  میداند خودش و نظام فاسد جمهوری اسلامی چه بلایی سر مردم و میهن ما آورده اند و این به اصطلاح نگرانی برای جوانان و نونهالان فقط رد گم کردن است.

 
 

 

.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 1:2  توسط هادی   |