تبليغاتX
آینده

آینده

فرهنگی - سیاسی - احتماعی

 

Bad i Oslo! 

تابستان دیگری در راه است، فصل زیبایی که شادابی و زندگی را با گرما و  امید گره می زند. آسمان شعله گرما خود را بالاتر میبرد تا انسان زمین از گرما و  شنا و میوه های رنگی مست شود. راستش من تمام فصل ها را دوست اما تابستون برای من یه چیز دیگر است. نمی دانم شاید بخاطر سرما و زمستان های طولانی این جاست یا یادآور خاطرات فراوانی است که در دوران کودکیم همراه خانواده داشتم. پدرم یه پیکان ۴۹ داشت که هر تابستون ما را با آن به سفر میبرد. یادش بخیر چقدر خوش می گذشت. به خرداد که نزدیک می شدم مثل زندانی ها که روزها را خط می زنند تا زمان آزادی شان فرا برسد، من هم درس و مدرسه را خط می زدم تا تابستان را در فراغت به آغوش به کشم.

... اما این سال ها ، سال های بد، تابستان بوی خوش و طروات ندارد. گرما همان گرما است تازه خشک و سوزنده تر هم شده است. اما گرمای استبداد و زورگویی تابستان را در خود ذوب کرده است. شور و طروات فصل تابستان که باید با عاشقی و دلبستگی دختران و پسران جوان همراه باشد در نگاه ماموران غم و راهزانان شادی اسیر است.  تابستان فصل کوتاه  پوشیدن و شیطتنت بازی جوان ها است . اما زنان و دختران اسیر سرزمین ما در زیر گرمای  طاغت فرسا باید پوشش اسلامی داشته باشند و این پوشش تحمیلی و بی شر مانه نه تنها توهین به زن است،بلکه شادابی و طراوت را هم نابود می کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 23:50  توسط هادی   | 

 

سردار رادان: "قرار گرفتن چکمه بر روی شلوار به دلیل نشان دادن بخشی از برجستگی بدن از مصادیق شرع است و تبرج به حساب می آید."

آیتالله جوادی آملی: "دانشمندان فیزیک، شیمی، روانشناسی و زمین شناسی بدون پسوند اسلامی نفهمند."
حسنی، امام جمعه ارومیه: "اگر فرد مشرکی را وقتی فهمیدیم که واقعاً مشرک شده، باید او رابسوزانیم؛  اگر با گلوله هم بود اشکالی ندارد."

امام جمعه شیراز: "گرانی خانه باعث شد جوان پاک ما به جای مسکن، دوست دختر و دوست پسر بگیرند."
شکوفه گلخو، رییس دانشگاه الزهرا: "بدحجابی زنان موجب  فعال شدن غده هیپوفیز مردان در تولید مثل میشود."

قرائتی: "ما آخوندها همیشه مثل گاز اشک آور عمل می کنیم؛ فقط بلدیم گریه مردم را در آوریم."
احمدی نژاد: "ما یک کشور آزاد هستیم."

سید حسین مرعشی: "احمدی نژاد نه فقط معجزه هزاره سوم، که معجزه هزاره چهارم هم هست."
امام جمعه تبریز: "علت زلزله اخیر تبریز، اظهارات اعلمی نماینده تبریز در مورد سیدالشهدا بود."

آیت الله خزعلی: "حجاب موجب بالا رفتن معدل دانشجویان میشود."

احمدی نژاد: "در ایران همجنسگرا نداریم."

آیت الله امینی، امام جمعه قم: "سنگسار باید علنی باشد."

احمدی نژاد: "ایران قدرت اول جهان است."

آیت الله حسنی: "اگر مومنین غسل جمعه را انجام ندهند مشکلات کمبود گاز مرتفع می شود."
وزیر مسکن:ساکنان شهرهای بزرگ امیدی به خانه دار شدن نداشته باشند."

وزارت اطلاعات:"سنجابهای جاسوس در مرز دستگیر شدند."

احمدی نژاد: نفت را سر سفره مردم می آوریم، … بعد از انتخابات: "نفت خوردنی نیست که سر سفره ها بیاوریم."

الهام، سخنگوی (وقت) دولت: "نفت را سر سفره مردم نمی آوریم، بوی بد می دهد."
مسئولین  نیروی انتظامی در ملاقات با یک گروه از وزارت کشور آلمان آمادگی خود را  برای تامین امنیت بازیهای جام جهانی (در آلمان) اعلام کردند.

اسماعیل ططری، نماینده سابق کرمانشاه: "آلمانی ها اگر بشر بودند یک  زن رقاص  رئیسشان نمی شد."
احمدی نژاد: " اینها …. به اندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند."

علی لاریجانی در جریان رسیدگی به پرونده هسته ای ایران: "با شکلات راضی نمی شویم."
لاله افتخاری، نماینده مجلس شورای اسلامی: "در سرزمین اسلامی نباید یک مریض زن بدست نامحرم مداوا شود."

شکراله عطارزاده، نماینده مجلس هفتم: "کوندالیزا رایس یک  پیر دختر امریکایی ولگرد  است که ناکامی های جنسی وی موجب عقده شده است."

سخنگوی دولت، پس از تصویب لایحه بودجه: "دولت مسئول گرانیهای سال آینده نخواهد بود."
وزیر کشور (در مورد انتخابات): " آنقدر که به فکر آفتابه لگن هستیم به فکر تقویت محتوای برنامه ها نیستیم."

احمدی نژاد: "امریکا به ایران حمله نمی کند  چون من مهندسم و مسائل را تحلیل می کنم."

احمدی نژاد: "یه دختر بچه دو ساله … زبونشنون اسپانیولیه .. یه نیگاه کرد به من، گفت: "این محموده ، این محموده."

احمدی  نژاد: "یکی از شخصیتهای شرق آسیا، از مسئولین درجه یک اومد به دیدن ما ..خلاصه حرفش این بود که اومده بود زنبیلش رو بذاره تو صف بگه ما مشتری  شما هستیم."
احمدی نژاد: "دختر ۱۶ ساله ای در خونه شون انرژی هسته ای را کشف کرده."( برگرفته شده از سایت "خبرنامه" که از اینجا می توانید با آن آشنا شوید)

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 2:14  توسط هادی   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 20:37  توسط هادی   | 

          باران بارید، آنقدر که نفس آسمان گرفت. زمین خسته و رنجور تمیز و زیبا شد و رد پای رهگذران شب با باران پاک شد، گویی تا حالا هیچ کس از اینجا عبور نکرده است. تنها زخم، زخم انسانها و آرزوی شادی و آزادی است که با هیچ بارانی پاک نخواهد شد. 
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:53  توسط هادی   | 







راستی دوستان, این دشمن که اقای خامنه ای مرتب در سخنرانی های تکراری خود مثل همین امروز از آن نام میبرد و تلاش میکند فاجعه فساد اقتصادی، گرانی، تورم و دیگر بحرانها را به دوش آن بیندازد کی و کجاست؟

درست در زمانی که مسئولان کوچک و بزرگ جمهوری اسلامی به برنامه و بی لیاقتی دولت احمدی نٓژاد و شخص خودش در اجرای غلط سیاست اقتصادی و فقر و تورم بیشتر اعتراض دارند، آقای خامنه ای ضمن دفاع از این دولت بی برنامه و بی کفایت باز سراغ دشمنی می رود که همواره در زبان و دهان ایشان جا داشته است و سقف خوبی است برای پوشاندن بحرانهای فراوان که همه ریشه در نظام فاسد تحت رهبری خودش دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:24  توسط هادی   | 

«كمپين بين‌المللى حقوق بشر در ايران» از مسئولين ايران خواست به ممنوعيت تجمع روز اول ماه مه توسط فعالان مستقل كارگرى پايان دهند. طبق گزارش‌هاى رسيده به كمپين بين‌المللى حقوق بشر در ايران، به فعالان كارگرى براى برگزارى مراسم اول ماه مه بشدت هشدار داده شده است.

Sun / 27 04 2008 / 23:41

اعتراض به مسئولين در ايران:
بگذاريد مراسم كارگرى اول ماه مى برگزار شود

سركوب فعالان كارگرى در ايران شدت مى‌گيرد


۸ ارديبهشت ماه ۱۳۸۷- كمپين بين‌المللى حقوق بشر در ايران از مسئولين در ايران خواست به ممنوعيت تجمع روز اول ماه مى توسط فعالان مستقل كارگرى در ايران پايان دهند. اين فعالان...ادامه مطلبhttp://www.iran-emrooz.net/index.php?/news1/15903/ 
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 18:51  توسط هادی   | 

ایرانی ها هرگز در تاریخ سیاسی و اجتماعی خود این چنین با کلمه( بند ) آشنا نبودند. احساس، عشق، زندگی و فکر را به بند کشیده اند و بند بر بام هر ایرانی نقش بسته است. گویا به دنیا آمده ایم تا ما را به بند به کشند. زندگی زمانی زیباست که بر بال آزادی و حقوق انسانی سوار باشد و هیچ کس حق ندارد این بالها را قیچی کند.

زن در بند، جوان در بند، دانشجو دربند، کارگر دربند، وبلاگ نویس در بند، بند بند باز هم بند... تاریخ این روزها و این بندها را به خود بند خواهد زد و در حافظه خود حفظ خواهد کرد . این بندها که هویت و کرامت انسانی را له کرده است تا ابد به هم پیوسته نخواهد بود، پاره می شود، خرد می شود، به زمین می ریزد و آزادی و حقوق بشر که حق ما ایرانی ها نیز هست سبز خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 19:33  توسط هادی   | 

راه می رویم بی آنکه نگاه کنیم، حرف می زنیم بی آنکه گوش کنیم، ستاره ها را در شب می شماریم بی آنکه منتظر طلوع زیبای خورشید باشیم.

با زندگی قدم می زنیم بی آنکه او را ببینیم، روزی صد بار از عشق و راستی سخن می رانیم اما دروغ و تزویر بالا می آوریم، آزادی و انسانیت را در قلب می گذاریم اما برای تماشا دار زدن انسانی به خیابان می رویم. شب و سکوت را به گواه سیاهی و زور عاریه می گیریم اما تمام پنجره ها را به سمت شب باز می کنیم...

اینجا هیچ چیز سر جایش نیست، سایه ها راه می روند و چهره ها با ثانیه رنگ دیگر به خود می گیرد و اعتماد و درستی در چهره ها گم می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 18:26  توسط هادی   | 


امروز بازی دربی بین استقلال و پرسپولیس انجام شد. بازی کند و کسل کننده بود، نه هیجان داشت و نه شور فوتبال گویی از قبل نتیجه بازی را برای بازیکنان رقم زده بودند.یک لحظه دلم برای تماشگرانی که با سختی و هزینه ای که پرداخت کرده بودند تا بازی زیبایی ببیند سوخت. قبل از بازی پارچه ای به دست بازیکنان داده بوده اند که روی آن نوشته بود سرخ و آبی جمهوری اسلامی، تو می پنداری اینها آمده اند برای حکومت سرکوبگر جمهوری اسلامی بازی کنند و طی بازی مرتب شعارهایی که رهبران نظام صبح تا شب از رادیو و تلویزیون تکرار می کنند به روی چمن استادیوم حک می شد چیزی که در هیچ کجای دنیا سابقه ندارد.
گزارشگر این بازی و کارشناس آن طوری بازی را تفسیر می کردند که انگار از نتیجه آن خبر داشتنند و بهترین نتیجه به سود کسانی در آمد که از شادی و رقص و پایکوبی مردم و جوانان در پایان بازی هراس دارند. من بارها در همین وبلاگ و گفتگوها یی که با دوستانم داشتم، ابراز کردم حکومت اسلامی از روی چمن سبز فوتبال هم رد شده است و رد پای تعصب، غم، مذهب و تحمیل آن به جا مانده است. استادیوم را با مسجد اشتباه گرفتند و این فرهنگ الوده را به تماشگران هم انتقال دادند و به جای کرکری خوانی شاد و تشویق های ورزشی فریاد یا علی یا حسین به گوش می رسد و در پپایان این نوشته این را هم اضافه کنم ممنویت حضور زنان در استادیوم خود گواه دیگری است بر سیاست زن ستیز، ورزش ستیز، شادی ستیز این نظام الوده و فاسد.




+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 20:24  توسط هادی   | 

Simin Behbahani 



دیشب, سیمین بهبهانی بانوی مهربان و شعر ایران در تلویزیون صدای امریکا حضور داشت و ضمن صحبت های شیرین به شعر خوانی هم پرداخت. حالا چرا این را گفتم، حقبقتا من این بانو را خیلی دوست دارم و یکبار هم در نروژ ایشان را از نزدیک دیدم و کلی با هم صحبت کردیم. در سیمای این زن تاریخ و شعر و دردهای فراوان را میتوان جست. مهربان و آرام با شعر، زمان سخت و استبداد کنونی را به تصویر می کشد و خود دراین تصویر درختی است که چشم در چشم خورشید محکم ایستاده است.
شعر برای ما ایرانی ها حکایت تازه ای نیست. با شعر برزگ شدیم، عاشق شدیم،درد ها را شناختیم، به فغان رسیدیم، و این بانوی شعر ما با دردها و و دغدغه های خود با شعر و زندگی خود با ما همراهی کرد و افسوس و هزار افسوس، که بی علاقگی به کتاب و مطالعه نزد ما ایرانی ها و بی شک سانسور و استبداد شخصیت و چهره انسانی این افراد را که در شعر و ادبیات ما کم نیستند درست نشان نمی دهد.

سیمین جان، دوستت دارم و برایت آرزوی سال خوب همراه با سلامتی، نیکی و شادی و آزادی که می دانم آرزوی دیرینه شما نیز هست میکنم.

شعری از سیمین بهبهانی.

دیدار چه می بینم ؟ خدایا ! باورم نیست
تویی : همرزم من !‌ هم سنگر من
چه می بینم پس از یک چند دوری
که می لرزد ز شادی پیکر من
تو را می بینم و می دانم امروز
همان هستی که بودی سال ها پیش
درین چشم و درین چهر و درین لب
نشانی نیست از تردید و تشویش
تو رامی بینم و می لرزم از شوق
که دامان ت را ننگی نیالود
پرندی پرتو خورشید ، آری
نکو دانم که با رنگی نیالود
تو را می دانم ای همگام دیرین
که چون کوه گران و استواری
نه از توفان غم ها می هراسی
نه از سیل حوادث بیم داری
غروری در جبینت می درخشد
نگاهت را فروغی از امدیست
تو می دانی ، به هر جای و به هر حال
شب تاریک را صبحی سپیدست
ز شادی می تپد دل در بر من
به چشمم برق اشکی می نشیند
بلی ، اشکی که چشمانم به صد رنج
فرو می بلعدش تا کس نبیند




+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 19:43  توسط هادی   |